با سلام به تمام دوستان <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اندر بحث مشكلات ما در دانشگاه بايد بگم كه ما دانشجو هستيم ولي براي تحقق اين اسم بايد كلي تلاش كنيم .

ما براي داشتن كوچكترين امكانات هم بايد بجنگيم . براي حفظ شخصيت خودمون بايد از روح و جسممون مايه بذاريم و در آخر هم خنده اي مليحانه تحويل بگيريم و به خودمون بقبولونيم كه از دستان كوچك ما كاري بر نخواهد آمد .

اسم دانشگاه آزاد من رو به ياد امكانات مي انداخت , ولي با ورود به اين تشكيلات متوجه شدم كه برعكس امكانات در اينجا هيچ معنايي نداره . ما پول هم مي پردازيم ولي باز هم با كمبود بودجه مواجه هستيم .

آيا براي بردن 40 دانشجو به يكي از شهرهاي شمالي به مدت 2 روز و يك شب 600 هزار تومان كافي نيست ؟!! حتي دانشجويان اعلام كردند كه در صورت كمبود,  مابه التفاوت را هم پرداخت خواهند كرد ولي .....

ما دانشجوي برق يا مكانيك نيستيم كه محيط دانشگاه براي تعليم ما كافي باشه . اگر دانشگاه توانايي سرويس دهي رو نداره اصلا چرا اقدام به راه اندازي اين چنين رشته اي كرده ؟؟؟؟

ما مجبوريم كلاسهاي نقشه برداري رو سر كلاس اجرا كنيم !! حالا به نحوه ارايه كاري نداريم !
ما براي درسي واحد عملي داشتيم ولي تا همين لحظه دريغ از نيم ساعت كار

عملي !

چرا استادي 3 هفته مانده به پايان ترم به دانشجويان ابلاغ مي كند كه براي واحد عملي بايد تحقيقي جامع ارايه دهند ؟

آيا دانشجو بودن به اين معناست كه هميشه استرس داشته باشيم ؟

آيا بهتر نيست قبل از ارايه يك واحد اهداف كلي رو مشخص كنيم تا مجبور نشيم ترم رو بدون واحد عملي تمام كنيم و دانشجو رو بلاتكليف بذاريم !

شايد فكر مي كرديم دانشجو شدن ما رو از بسياري بلاتكليفي ها دور خواهد كرد ولي ما بلاتكليف تر شديم !

دوستان حرفهاي زيادي براي گفتن دارم و ميدانم كه شما هم حرفهاي براي گفتن داريد , اميدوارم كه اين وبلاگ جايي براي گفتن و شنيدن حرفهاي شما باشد .

در آينده مقالات تحقيقاتي هم ارايه خواهد شد و اميدوارم محيطي دوستانه و علمي رو كنار هم داشته باشيم .

 

 

/ 0 نظر / 4 بازدید